محمد مفيد مستوفى بافقى
25
جامع مفيدى ( فارسى )
گشته جور و اعتساف وجود عنقا گرفت و عرصهء زمين از عدل رشك فردوس برين شد ، چنان كه تا دامن آخر الزمان كارنامهء عدل آن پادشاه منشور ديوان پادشاهان روزگار خواهد بود و پادشاهان سعادتمند را به دو مثل زنند . و آن پادشاه را از دختر خاقان چين دو فرزند كرامت شد : يك پسر و يك دختر . پسر را هرمز شاه و دختر را مهرنگار نام كرد . چون شاهزادگان به حد رشد رسيدند انوشيروان يزد را به اقطاع مهرنگار داد و از آن زمان الى الآن پادشاهان تمام يزد و ولايات با بعضى از وجوهات و قصبات را ، خصوصا جزيهء مجوسيان اين ولايت را ، به اقطاع و تيول و مدد معاش ملكهء حرم عنايت ميفرمايند . چون مهرنگار مالك رقاب يزد گرديد عاملان نصب فرمود و عمال را مأمور ساخت كه بنايان و مقنيان كه از ممالك به يزد آوردهاند بعمارت و احداث قنوات مأمور گردانند . از آن جمله در هشت [ b 20 ] فرسخى شهر ديهى وسيع ساختند و آن را بنام خود منسوب كرده مهرگرد نام كرد و اكنون آن قصبه را مهريجرد ميخوانند و قناتى جارى ساخته مهرپادين نام گذاشت و نيز در آن محل محلهء عالى ساخته به مهرآباد موسوم گردانيد . و الحق ديهى در نهايت وسعت و خوبى عمارات و بساتين به اتمام رسيده و انواع فواكه و اعناب الوان در غايت بىنظيرى مىباشد و دوشاب او از غايت حلاوت و طعم و رنگ با انگبين برابرى مىكند و شفتالوى سرخ و سفيد او بوسه بر لب و دندان حوران ماه طلعت مىزند . و اهالى و متوطنين آن قصبه اكثر اهل تميز و هنرند و سادات صحيح النسب و اكابرزادگان در آن محل بسيارند و اشجار سردسيرى و گرمسيرى از هر قسم بغايت خوب مىشود ، چنانچه در ربع مسكون مثل خيار و كاج آن كسى نشان نداده . و قرب چهار فرسخ دورهء كشتخوان و باغات و بساتين آن مىشود . و در طرف جنوبى آن كوهى واقع است كه تمامى قنوات و انهار آن قصبه از آن كوه جارى مىشود و به اراضى و باغات آنجا فايض ميگردد .